Gad
it
فارسی
ورود
FA
انگلیسی
maim
فارسی
معلول
کردن
تعریفها
1
فعل
آسیب
زدن
شدید
به
بدن
کسی
به
طوری
که
بخشی
از
بدن
او
به
طور
دائمی
کار
نکند
.
حادثه
رانندگی
باعث
شد
که
او
به
شدت
معلول
شود
.
در
جنگ
،
بسیاری
از
سربازان
به
دلیل
انفجارها
معلول
شدند
.
او
در
حادثه
ای
در
کارخانه
دستش
را
از
دست
داد
و
معلول
شد
.
جملهٔ خودتان را بسازید و ببینید درست فهمیدهاید
تصویر
توضیح برای کودکان
آزمونک
بازی با کلمات
خاستگاه واژه
زبان
Old French
واژه اصلی
mahaignier
در اصل به معنای
آسیب
زدن
یا
ناقص
کردن
پیشینه
این
واژه
از
زبان
فرانسوی
قدیم
وارد
زبان
انگلیسی
شده
است
و
به
معنای
آسیب
زدن
شدید
به
بدن
است
.
فهمیدم!
✓
وقتی فهمیدید بزنید تا واژه در دفترچهتان بهعنوان فهمیدهشده علامت بخورد
این واژه به زبانهای دیگر
انگلیسی
روسی
فرانسوی
آلمانی
چکی
ایتالیایی
امهری
اوکراینی
لهستانی
هلندی
یونانی
زولویی
واژههای بیشتر
darn it
derivative
dignify
enumerate
fantastic
itinerant
multitude
pat-a-cake
pathetic
poo
prior
puzzled
همه واژهها