Gad
it
کودکان
فارسی
ورود
کودکان
FA
انگلیسی
widespread
فارسی
گسترده
تعریفها
1
صفت
گسترده
یا
پراکنده
در
یک
منطقه
وسیع
یا
در
میان
تعداد
زیادی
از
مردم
.
این
بیماری
در
سراسر
کشور
گسترده
شده
است
.
استفاده
از
اینترنت
در
سراسر
جهان
گسترده
است
.
این
باور
در
میان
مردم
محلی
گسترده
است
.
تصویر
توضیح برای کودکان
جمله بساز
ذخیره در دفتر
آزمونک
بازی با کلمات
خاستگاه واژه
زبان
English
اجزای واژه
wide (وسیع) + spread (پخش شدن)
در اصل به معنای
پخش شده در یک منطقه وسیع
پیشینه
این کلمه از ترکیب دو کلمه انگلیسی 'wide' به معنای وسیع و 'spread' به معنای پخش شدن تشکیل شده است. در ابتدا برای توصیف چیزهایی که در یک منطقه بزرگ پخش شدهاند استفاده میشد.