Gad
it
کودکان
فارسی
ورود
کودکان
FA
English
puzzled
فارسی
گیج
تعریفها
1
صفت
احساس
سردرگمی
یا
عدم
درک
کامل
از
چیزی
.
او
با
نگاه
گیج
به
نقشه
نگاه
کرد
.
وقتی
او
سوال
را
شنید
،
گیج
شد
.
او
از
رفتار
عجیب
دوستش
گیج
شده
بود
.
تصویر
توضیح برای کودکان
جمله بساز
ذخیره در دفتر
آزمونک
بازی با کلمات
خاستگاه واژه
زبان
English
در اصل به معنای
confused or perplexed
پیشینه
این واژه از فعل "puzzle" به معنای گیج کردن یا به چالش کشیدن آمده است. در قرن هفدهم میلادی به عنوان صفت برای توصیف حالت گیج یا سردرگمی استفاده شد.