Gad
it
کودکان
فارسی
ورود
کودکان
FA
English
enumerate
فارسی
فهرست کردن
تعریفها
1
فعل
به
ترتیب
و
با
جزئیات
شمردن
یا
فهرست
کردن
موارد
مختلف
.
لطفاً
تمام
وظایف
خود
را
فهرست
کنید
.
او
شروع
به
فهرست
کردن
دلایل
خود
برای
تصمیم
گیری
کرد
.
معلم
از
دانش
آموزان
خواست
که
کتاب
هایی
را
که
خوانده
اند
فهرست
کنند
.
تصویر
توضیح برای کودکان
جمله بساز
ذخیره در دفتر
آزمونک
بازی با کلمات
خاستگاه واژه
زبان
Latin
واژه اصلی
enumerare
اجزای واژه
e (خارج از) + numerare (شمردن)
در اصل به معنای
شمردن به ترتیب
پیشینه
این واژه از لاتین به زبانهای اروپایی وارد شد و به معنای شمردن یا فهرست کردن به کار میرود.